تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
به قول نادر ابراهیمی
اسکناسهای کهنه را نوارهای چسب حمایت میکنند، سربازان را، سنگرها.
بار دیگر، شهری که دوست میداشتم
دنبالهی نام بلند تو، روی رنگهای پرچم ایران است

دیشب بیدار نشستم تا برنامهی زندهی «گلدنگلوب»
را تماشا کنم. هرچند که مطمئن بودم این جایزه برای توست. ماهواره پارازیت داشت و من
با این چشمهای تهاستکانی چسبیده بودم به تیوی. با همهی پارازیتهایی که بود اما،
شنیدم که با یقین گفتند:
A SEPARATION

و دیدم که اسکورسیزی، دی کاپریو، جرج کلونی، براد پیت و خیلیهای دیگر برایت دست زدند. میان اینهمه گرد
و غبار، بعد از اینهمه خبرهای عجیب و غریب و دردناک، تو آنقدر خوشحالمان کردی که
اشکمان درآمد. دیشب همهی ما هم با صدای بلند برایت دست زدیم؛ میدانم که شنیدی. نام
تو دیگر روی تمام رنگهای پرچم ایران دیده
میشود...
و من...

او رفت... درست وقتی که حس میکردم دارد تنهاییام را پر میکند و از بودن با او خوشحال هستم. او برگشت... درست وقتی که عادت کرده بودم به تنهایی؛ مثل خودش. لبخندهای هر دوی ما پکیده بود دیگر. حالا خیلی وقت است که فرقی نمیکند برایم او با بقیه و بقیه با او. نمیدانم چند وقت میشود که ندیدمش. اهمیتی ندارد. همهچیز بهطرز عجیبی مسخره شده. شکست شکستهام کرده شاید که حتی با دیدن یک پری تازه از راه رسیده هم به وجد نمیآیم. با دیدن کسی که موهایش مثل عروسکها خوشبوست. کسی که لاکهای چشمنواز میزند. کسی که مانتوهای خاص مارکدار میپوشد. کسی که برایش فرقی ندارد روسریاش کجای سرش باشد. کسی که با آن خندههای از ته دل قشنگ، آسمان را هوایی میکند. کسی که با همهی این اوصاف مرا به وجد نمیآورد. کسی که من او را به وجد نمیآورم. کسی که برای من دوستت دارمهایی را که از صبح تا شب میشنود، میشمارد. کسی که باید به من بگوید با یک پسر از غرب تهران، در مرکز شهر قرار دارد. کسی که من را نمیبیند. کسی که تصویر شفاف غربت من در چشمهایش برق میزند و من... کسی نیستم....
به قول ری بردبری
بیشترمون نمیتونیم مدام این طرف و اون طرف بریم، با همه حرف بزنیم و تموم شهرهای دنیا رو بشناسیم؛ وقت، پول یا اینهمه دوست و آشنا نداریم. چیزهایی که دنبالش میگردی تو این دنیاس، اما تنها راهی که بتونی حداقل نود و نه درصدشون رو ببینی، همین کتابا هستن.
۴۵۱ درجهی فارنهایت








