شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

کپی به خاطر پیست/ بوگامداسی در شهر!

شنبه 8 بهمن ماه سال 1390 ساعت 9:29 PM

برداشت اول:

هیچ‌چیز عوض نشده است و همه‌چیز دارد عوضی‌تر از قبل می‌شود. یکی کنترل این‌جا را برداشته و دکمه‌ی Stop را با تمام قدرت فشار داده. صبح و ظهر و غروب و شب یخ زده‌اند. نه توی اخبار، چیز خوشحال‌کننده‌ای است و نه توی روزگار. ذهن خودم هم خط‌خطی شده. فکر می‌کنم دارم توی یک دنیای سوررئال زندگی می‌کنم. انگار تمام آدم‌هایی که دور و برم هستند، از شهر «بوف کور» صادق هدایت آمده‌اند. همه‌ی پیرمردها «خنزرپنزری» شده‌اند و نام تمام زن‌ها «بوگامداسی»‌ است. نمی‌دانم! شاید این از «فواید گیاه‌خواری» باشد! یعنی من حساب کرده‌ام دقیق. در هفته‌ای که گذشت، هر کوفت و زهرماری که نوش جان کردم، تویش سبزی بود! نه سبزی خالی البت! بین خودمان بماند. فکر می‌کنم شاید همین باعث نزول همه‌ی این بلایا شده باشد! ببینید من  تابلوی یک پرتره‌ از هدایت را گذاشته‌ام توی یکی از قفسه‌های کتاب‌خانه‌ و حالا که دقت می‌کنم، می‌بینم دقیقاً نگاهش با آن قسمت از میز ناهارخوری که صندلی من رو‌به‌رویش ایستاده، منطبق شده! فکر می‌کنم دیده دارم در کنار سبزی، گوشت هم سرو می‌کنم و حرصش درآمده و حالا روح راوی بوف کور را حلولانده در روح من! برای همین است که یاکریم‌ها رو‌به‌روز بد صداتر می‌شوند! گاهی حتی صدای‌شان مرا یاد زوزه‌ی گرگ می‌اندازد! حالا یا من جنی شده‌ان جدی جدی که صدای پرنده‌ای با این اسم متعهد را این‌طوری می‌شنوم یا یاکریم‌ها زده به سرشان که صدای گرگ درمی‌آورند! درهرصورت هفته‌ی عجیب و غریبی بود. شانس آوردم فقط  که «سگ ولگرد» سر چهارراه پاچه‌ام را نگرفت!

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کپی به خاطر پیست/ چرا توقف کنم؟!

شنبه 8 بهمن ماه سال 1390 ساعت 9:11 PM

برداشت محرمانه:

این‌که یک تعداد قلیل از خوانندگان هنوز باور نمی‌کنند این ستون طنز نیست، مرا یاد وقتی می‌اندازد که با یک عدد چهره‌ی خجسته وارد یکی از کلاس‌های دانشگاه شدم و همه‌ی رفقا در حالی که به‌شدت در درس فرو رفته بودند، با مشاهده‌ی ریمیک اینجانب چنان زدند زیر خنده که استاد محترم و حتی خود من نیز، هرهر و حتی کرکر کردیم! استاد همان‌طور که می‌خندید، می‌گفت: «بنده‌ی خدا طنزنویسه، دلقک که نیست به خودش هم می‌خندید!» و بعد دوباره ریسه می‌رفت! حالا حکایت ماست؛ به‌قول عمران صلاحی. هرچه می‌گوییم این‌جا یک عدد ستون یادداشت است که می‌تواند گاهی گریه‌دار و گاهی خنده‌دار باشد، باور نمی‌کنند و هی می‌پرسند چرا فلان شماره خنده‌دار نبودی و فلان شماره بودی! الغرض! همین‌جا سوگند یاد می‌کنیم که به‌قول معروف این‌جا همه‌چیز در هم است!

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

به‌ قول «زندگی با چشمان بسته»

شنبه 8 بهمن ماه سال 1390 ساعت 1:47 PM



پرستو کارش پریدنه دیگه؛ نه؟ غروبا وسط پرنده‌ها که دارن می‌رن بخوابن، من دارم دنبال یه پرستو می‌گردم... پرستو! این دنیا واسه من ساخته نشده، من خیلی کوچیکم. دیگه هیچ ‌توقعی ندارم. دیگه همه‌چی رو با هم نمی‌خوام...


از فیلم رسول صدرعاملی. فیلمنامه‌نویس: محمود اربابی. با بازی ترانه علیدوستی و حامد بهداد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo